خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
مهسا رضایی
آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٩
دی ۸٦
مهر ۸٦
لینک دوستان
در واژه ها شاید بیابمش(وبلاگ خودم)
اشعار سپید مهسا
چشم ها را باید شست
پاوه و اورامانات
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
با سلام خدمت بازدیدکنندگان عزیز
این وبلاگ به روز نمی شود و مطالب در وبلاگ "در واژه ها شاید بیابمش" به آدرس زیر به روز رسانی می گردد.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٩/٥/۱٧ - مهسا رضایی
سکوت کن
بگذار،
بمیرد
آن جان پاره ی شعرهای بی نشان
سکوت کن
نمی خواهم
همرنگ غصه های رنگ پریده ی واژه ها باشم
□
بگذار
بر دستان من بمیرد آوای کسی که
بی من
قسمت کرد
سکوت مرگبار تردیدش را
میان نگاه پنجره و
تبسم تلخ رویاها
مهـــسا رضایی-21/9/81 خورشیدی
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۱٠/۸ - مهسا رضایی
- آه -
تردید سخت و وحشتناکی است
تردید سخت و وحشتناکی است
بودن یا نبودن نام تو
در جوار واژه های به خاک سپرده ی شعرها
□
لحظه لحظه
واژه واژه ها
نگاه تو را
میان تمام شعرها قسمت کرده ام
چیزی برای خودم به جای نمانده
جز سکوتِ ترک خورده ی تمام تنهاییها.
□
حقیقتی خوفناک است
آن چه تقدیربرای شهرها به رقم می کشد.
□
و دست نیافتنی است – بی گمان
حس عجیب و استوار دست های نگاهت
□
شاید دلبسته باید شد
یا شاید دل باید کند
از همه ی حرف هایی
که میان پنجره ها تقسیم شده اند.
□
آیینه ،
بی گمان بیداد خواهد کرد
بی حضور چشم هایی که به یاد تو
خیره می مانند
و تمام کابوس ها
انتظار خواهند کشید
حقیقتِ دردآلودِ ذهن خود را
□
آه – دیگر فرصتی نمانده
فرصتی دیگر به جای نمانده
برای ورق خوردن
و برای زندگی
□
و تردید نیز نمانده است
جز
دل سپردن به عزیمتی جاودانه.
مهسا رضایی -22/11/80
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۱٠/۸ - مهسا رضایی
اشتباه نمي كنم
اشتباه نمي كنم
ولي انگار خودت بودي
تفسير تمام خطوط پاك شده ي
ذهن شعرهايم
يا شايد
آخرين حقيقت جا مانده از
عزيمت واژه هايم
□
حتي –
اگر باور كني
كمي دير آمده اي.
5 مرداد ماه 1380
وقتی تمام خودم را
در رفتنت
مچاله کردم و
دور انداختم
وحشتناک بود
اما تازه فهمیده بودم
که حتیٰ
لحظه های مرگمـم
نیز
دل سپرده ی گام های تو بودند
31/3/1380
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٧/٢٦ - مهسا رضایی
وقتی که تکرار عجیب ثانیه ها از تو می گویند
وقتی که برگ های خشکیده ی خلوت من
از تو می گویند
چگونه است این
که تو خالی از هر جوابی
□
سایه دار لحظه های مرگ پریشانی ها!
من از سکوت سرد ثانیه ها
نمی هراسم
من از - این – درنگ مبهم لحظه ها
چه باک دارم
□
من اینک از تورم سخت فاصله ها
می گویم
از وسعت واژه ی انتظار
می گویم
□
چگونه است این
که تو از آزار – این – روزها در گریزی؟
وقتی که تکرار ثانیه ها از تو می گویند
5 آذر 1379 پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٧/٢٦ - مهسا رضایی
دوباره هوا سرد می شود
دوباره هوا سرد می شود
لحظه ای بیش نمانده
لحظه ای بیش نمانده
لحظه ای
برای تکرار من و تو.
□
هنوز بوی حرفی می آید
و بوی واژه ای
بوی واژه ای
که مرا به پیرامون نگاهت فرا می خواند.
□
و زیباتر از خیال یک شعر می شوی
آن لحظه
که نام تو را در ذهن واژه ها
مرور می شود.
□
حضورت
درک همه ی آفتابهاست
در سیاهی و سرمای غربت
و حرف ها
شکسته می شوند
بی تکرار نام شما
□
و دوباره هوا سرد می شود
وقتی نام تو میان واژه ها
گداخته می شود.
بی حضور نام تو
فقط می توان دوره کرد
یک مشت حرف و قافیه ی بی رد ّ و نشان را.
و شکسته می شوند
تمام بغض ها
در غیبت صدایت
□
و همچنان
در آستانه ی یک شعر تازه
می ماند
دست هایی که در کوران دلتنگی
به سایه های سردِ بی وزنی می نگرند.
«تقدیم به فریدون مشیری»
... .
و تو همان شاعر دریایی
_ شاعری که تنها از دریا
مروارید های مهر را می چید _
همان شاعر دیار آشتی
نمی دانم
نمی دانم
چگونه دلت آمد بگذری
از دریا
از ابر
از کوچه
از بهار
□
آه باران!
حالا نیستی
که ببینی
یلدا – با آن گیسوان بلندش -
چگونه با اندوهی سنگین
خاموشی را می گذراند
«تا باغ روشن فردا»
□
بیقرار تر از دریا!
تو بهار را باور می کنی
ولی حرفهای مرا
نه –
آخر گناه دریا چه بود که دل به تو بست
گناه آن کوچه ی خلوت
با آن اندوه دلنشین
چه بود
که تنها
تو را عاشق یافت.
آه تو نمی دانی
حالا - همه ی کوچه های این شهر بوی تنهایی کوچه ی ترا می دهند
□
و اینک
این منم
که تنها عابرآن کوچه ی فراموش شده ام
«بی تو امّـا به چه حالی
من از آن کوچه گذشتم»
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٧/٢٥ - مهسا رضایی
از اینکه به وبلاگ من مراجعه می کنید خوشحال و مسرورم
منتظر نظرات قشنگتون هستم
